|
خاطرات مدرسه صدر بازار اصفهان
مدرسه صدر بازار اصفهان قدمت چند صد ساله دارد. این حوزه علمیه از روزگار قدیم تا کنون مرکز نشر افکار و اندیشه های اسلامی بوده است. عالمان زیادی به آنجا آمدند و رفتند. خاطرات زیادی نقش بست. گفتگوهای علمی و گاهی مطالب حاشیه ای که بر متن می چربید.
نزدیک به یک دهه از عمرم را در این حوزه سپری کردم. ناگفته های فراوانی دارم. بارها قصد داشتم بنویسم؛ اما یک مشکل وجود داشت. نوشتن مطالب درون حوزه های علمیه همیشه ساده نیست؛ چرا که بسیاری از حوزویان اصرار دارند ضعف ها از درون حوزه نباید بیرون برود. آنان می پندارند خدا محرم است و بسیاری از خلق خدا نامحرم. با این وجود گاهی احساس می کنم مطالبی که باید بنویسم روی دوشم سنگینی می کند و به هر قیمتی باید این بار را زمین گذاشت. از کلبه محقرانه روشنفکر بهره گرفتم تا برخی از آن خاطرات را بنگارم .
در حوزه علمیه اصفهان اندیشه های سنتی موج می زند و تفکراتی که برهان ندارد. نزدیک به ده سال پیش بود از متولیان خواستیم یک کلاس اعتقادی برگزار کنند. استاد فرزانه ای را دعوت کردیم. موضوع شفاعت بود. آیت الله عابدینی می کوشید ثابت کند شفاعت به معنای پارتی بازی نیست. و از عدل خدا بهره می گرفت تا بگوید در قیامت مانند دنیا نیست که بی جهت کسی را به بهشت ببرند و دیگری را به آتش بسپارند. پرسش های زیادی طرح می شود و استاد حقیقتاً استادانه پاسخ می داد. نتیجه همه آن فعالیت های علمی کارشکنی ها بود که در ادامه آن را بیان خواهم کرد.
|